تبلیغات
سکوت سین هفتم، هفت سین آرمانیمه - مطالب اسفند 1389

سکوت سین هفتم، هفت سین آرمانیمه

سلام

سلام نام زیبای خدا و آغاز کلام

گفتم آغاز کلام؟!

نمی دانم از کجا باید این کلام را آغاز کنم

حدود سه کاه دوری از دنیای وب، خبر و صفر و یک ها

1440 ساعت از عمرم را در اردوگاهی سپری کردیم تا به قول قدیمی ها مرد شویم اما مگر آدم در اردوگاه مرد می شود؟؟

هر روز با طلوع خورشید تابان کویر صحنه ای بی بدیل از انعکاس نور و اشعه های طلایی خورشید و ابرها و کوه پوشیده از برف را به نظاره می نشستیم

هنگامه غروب همراه با پنهان شدن آفتاب در پس کوه ها و ابرهای کویر صحنه ای بی مانند دیگری را به نظاره می نشستیم تا با چشمک زدن ستاره ها و شناسایی صورت های فلکی آماده خواب شویم

و چه زیبا بود طبیعت بی بدیل کویر و آسمان بی مانندش

دیدن صورت های فلکی و شناسایی آنها چه زیبا و به یادماندنی بود

و آدمهای از جنس خودشان که هر شب و صبح و روز به هنگامه اذان به خط می شدیم و به رژه قدم به سوی مسجد به حرکت در می آمدیم

و هَک، هُپ، هِک

روزهای یکی پس از دیگری می گذشتند و ما هر روز نظاره گر طلوع و غروب و چشمک ستاره ها در آسمان صاف و زیبای کویر می شدیم تا بیاموزیم که زندگی جنبه های دیگری نیز دارد و این شاید همان درس مرد شدن باشد

مرد شدن که نباید حتما با زندگی در شرایط سخت، تنبیه و مانورهای متعدد همراه باشد

مردی و مردن شدن می تواند با پی بردن به برخی از اسرار طبیعت که تا کنون به سادگی از کنار آنها عبور می کردیم نیز همراه باشد

در هر صورت بازگشتم تا در رشته مدیریت امور فرهنگی مقطع کارشناسی ادامه تحصیل داشته باشم

باشد تا بتوانم در آینده ای نزدیک با اندوخته های طبیعت کویر مدیری موفق باشم

تا سلامی و کلامی بدرود.


نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 05:40 ب.ظ توسط سکوت نظرات |


Design By : Pichak